بازگشت یا چی؟
· · خواندن 1 دقیقه درود و مهر به همین چند تا دونه رفیقی که باقی موندن .
الان دارم مینویسم و خیلی هیجان زده ام ... خاطرات نوشتن های سالهای طولانی تو حافظه ی سر انگشتام دارن قلقلکم میدن هرچند نمیدونم چجوری بهتون خبر بدم که من اینجااااام ....
از اونجایی که آدم نمیتونه برای یه چیزی که گذشته و رفته بیش از اندازه غصه بخوره منم دیگه با خودم گفتم دختر اصلا فراموش کن وبلاگهایی پیش از این داشتی ...
دلیل نمیشه دوباره ننویسی.
ولی خوب فکر اینکه جمعمون دیگه جمع سابق نشه یه کم اذیت میکنه .
اووووه چقددددر وقته ننوشتم .
چند روز دیگه میشه سه ماه که اینستاگرامم رو پاک کردم.
خوب اینستا برام همیشه بیشتر ابزار نوشتن بوده تا دیدن ... اخبار هم که از پا درم آورده بود . این اواخر با خودم گفتم حداقل تو کانال تلگرامم بنویسم .
گاهی کوتاه نوشتم . ولی خوب وبلاگ کجا و کانال کجا؟ حالا این وسط نه که زندگیم جشنواره بود دو تا از خواهرام و فک و فامیل ها هم تو کانالم عضون و خوب آدم کجا میتونه مثل وبلاگ بی پروا بنویسه ؟
همش میخوام بنویسم این مدت فلان شد، این مدت بهمان شد ... ولی خوب دقیقا نمیدونم کدوم مدت 😁
فعلا بذارید ببینم اینجا پیدام میکنید آیا ؟ که یه چاق سلامتی بکنیم بعد بریم برای واقعنی نوشتن 😉
دوستتون دارم بچه ها جونا . امیدوارم بیاید و کلی حرف بزنیم....